۱۳۹۲ تیر ۷, جمعه

چهار

دلم برای کتاب زرشکی رنگ اخوانم تنگ شده، و برای سهراب. دلم برای گوشهٔ‌ دنج اتاقم تنگ شده، که میشد ساعت‌ها آنجا کز کرد، کتاب به دست. کاش کتابها بال داشتند، یا بهتر از آن، کتابخانه ها. کاش میشد هیچ وقت بزرگ نشد، و نشنید که "دورها آوایی ‌ست، که مرا می‌خواند".

هیچ نظری موجود نیست: